خبرگزاری حوزه | گستره بیکران هستی و در میان تمامی جستجوهای انسانی، از دیرباز تاکنون، همواره کششی عمیق و دیرینه در نهاد بشر وجود داشته است؛ کششی به سوی آرامشی پایدار و معنایی فراتر از ماده. آنچه در این میان شایان تأمل است، سخنی است حکیمانه که حقیقتی ژرف را در لفافه ای از تشبیه زیبا مینمایاند: «قیمت اُنس جهانی هر چه هم بالا برود، به گرد پای اُنس با امام زمان (عج) نمیرسد. اُنس با امام زمان(عج)، قیمتی ترین کالای عالم است...».
این کلام، در نگاهی فراتر از یک باور خاص، پیامی جهانی و انسانی را در خود نهفته دارد. «اُنس» در اینجا تنها به معنای همنشینی ظاهری نیست، بلکه اشاره به آن پیوند وجودی، آن آرامش درونی و آن احساس تعلق خاطری است که روح تشنه آدمی را سیراب میکند. این نیاز، مرزی نمیشناسد و در دل همه ابنای بشر، به اشکال گوناگون جلوه گر میشود. انسان دوران کهن در نیایش با خدایان خود آن را میجست و انسان مدرن، در میان انبوه ارتباطات مجازی و موفقیت های مادی، هنوز در جستجوی همان آرامش گمشده است.
اما این سخن، میان دو گونه «اُنس» تمایزی بنیادین قائل میشود. نخست «اُنس جهانی» که استعاره ای است از همه آنچه جهان مادی به عنوان جایگزین آرامش روح پیش روی انسان مینهد: ثروت انباشته، مقام و شهرت، لذت های زودگذر، و تمام آن دارایی هایی که قیمت آنها در بازارهای جهان تعیین میشود. اینها کالاهایی هستند که ارزش آنها نوسانی، مشروط و پایان پذیر است. امروز هستند و فردا ممکن است از دست بروند، امروز لذت بخشند و فردا مایه دغدغه. هر چه این «قیمت» در بازار عرضه و تقاضای دنیا بالاتر رود، باز هم چیزی از آن عدم قطعیت و تغییرپذیری ذاتی آنها کم نمیشود.
در مقابل، «اُنس با امام زمان(عج)» قرار دارد که نماد پیوند با حقیقتی مطلق، وجودی مقدس و منبعی بی پایان از رحمت، هدایت و معنویت است. این امام زمان (عج) را میتوان در گستره اندیشه بشری، به عنوان کهن الگوی «منجی»، «حکیم کامل»، «خویشتن متعالی» یا «حضور الهی» درک کرد که در اسطوره ها، ادیان و فلسفه های مختلف نمود یافته است.
اُنس با چنین وجودی، یعنی قرار گرفتن در مدار عشق و معرفتی که آغاز و پایانی ندارد، یعنی پیوند با سرچشمه ای که هرگز خشک نمیشود، یعنی تکیه گاهی که هرگز نمی لرزد. این اُنس، کالایی است که نه در بازارهای دنیا معامله میشود و نه قیمت گذاری اش تابع اقتصادهای مادی است. ارزش آن ذاتی، مطلق و بی نهایت است.
از این روست که این سخن ادعا میکند این اُنس، «قیمتی ترین کالای عالم» است. این تعبیر با وجود استفاده از واژه «کالا»، آن را از قلمرو مبادلات مادی به عرصه ارزش های معنوی منتقل میسازد و برترین جایگاه ممکن را به آن میبخشد. این همان گمشده ای است که دل هوشیار بشر در همه اعصار و فرهنگ ها به دنبال آن بوده است: صلح درونی واقعی، امیدی که در عمق تاریکی ها نیز می درخشد، و عشقی که وجود را متحول میسازد.
پیام این کلام برای بشریت امروز، که در گرداب سرعت، مصرف گرایی و اغلب احساس پوچی گرفتار آمده، پیامی رهایی بخش است. این سخن فریاد می زند که ای انسان، برای سیراب کردن روح تشنه ات، تنها به چشمه های موقت و گل آلود دنیا متکی نباش. والاترین گنج و آرامش را در جایی بجوی که فراسوی نوسان های روزگار قرار دارد. در پیوند با حقیقت، معنویت و عشق متعالی است که می توانی به آرامشی پایدار و شکوفایی حقیقی دست یابی.
این دعوت، دعوتی جهانی است؛ فارغ از هر نام و عنوانی. همه ما در سفر زندگی خویش، در نهایت تشنه آن اُنس حقیقی و آن پیوند ناگسستنی هستیم. باشد که در این جستجو، به سرچشمه زلال معنا و آرامش ابدی متصل شویم و گرانبهاترین گنج هستی را در خود بیابیم.
در دل شبهای هجران، ای پناه
چشمهات زلالِ دیدار خداست
طلای دنیا چه ارزد در کنار
سکهای از عشق تو، کو تا به ماست؟
رسول ملکیان اصفهانی










نظر شما